۲۳ آبان ۱۳۸۹

خاطره ثبت نام

سرباز بودم تو یاسوج. منطقه سی سخت .آخرین روزهای شهریور 78 بود. گفتند امروز نتایج کنکور تو تله تکس اومده فردا هم روزنامه هاش میاد
رفتم تو تنها لوازم التحریری سی سخت و پرسیدم روزنامه سنجش اومده گفت نه ولی اگه میخوای شماره داوطلبی ات رو بده تاشب از تله تکس نیگا کنم . قبلش هم بگم زندگی ما تو اون روزها از زندگی برده ها بدتر بود . تو یه پاسگاه بودیم با امکانات خیلی کم . شب و روز در حال نگهبانی و گشت بودیم .آی سرما می خوردیم .
صبح روز بعد داشتم ازمی رفتم رو تپه (محل تاسیس پاسگاه قدیمی سی سخت) که یادم اومد به لوازم التحریری یه سر بزنم . به محض اینکه وارد شدم فروشنده که یه پسر هم سن و سال خودم بود گفت باید مشتلق بدی و الا نمی گم جواب چیه . گفتم بگو نتیجه چیه می دم . کد محل قبولی رو بهم داد . اصلا انتظارقبولی نداشتم چون واقعا الکی شرکت کرده بودم . تو اون وضعیت سخت سربازی خبر قبولی تو کنکور یعنی فراراز جهنم به سمت بهشت.
هرچی پول که تو جیبم بود (که نهایتش 3000 تومان می شد )دادم بهش .ولی پسره فقط 500 برداشت . سریع خودم رو رسوندم پاسگاه دیدم پیرمردی که نگهبان ساختمان حوزه بود برای بچه اش یه روزنامه گرفته گفتم آقای کریمی یه زحمت میکشی دفترچه شماره 2 رو برام بیاری گفت باشه بعدازظهر میارم .
تا ظهراصلا نمیدونستم کجا قبول شدم . تااینکه بعداز ظهر کریمی اومد دفترچه باز کردم و کد رو پیدا کردم دیدم .جلویش نوشته . کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه بیرجند مقطع کاردانی